محمد خوانسارى

284

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

نوع اضافى نوعى كه در ذيل جنسى قرار داشته باشد و نسبت به آن جنس در نظر گرفته شود . مانند حيوان نسبت به جسم نامى ، و مانند جسم نامى نسبت به جسم . چه حيوان اگرچه خود جنس است و شامل افراد مختلف الحقيقه مىشود ، ولى نسبت به جنس ما فوق خود نوع اضافى است . يعنى در واقع نوعى جسم نامى است . نوع الانواع ( - نوع آخر ) . نوع حقيقى ( - نوع آخر ) . نوع سافل ( - نوع آخر ) . نوع عالى نوعى كه برتر از همهء انواع ديگر باشد يعنى وراى آن ديگر نوعى نباشد ، بلكه تنها جنس الاجناس باشد . مانند جسم كه نوع عالى است و در بالاى آن تنها جوهر قرار دارد كه جنس الاجناس است . « و آن نوع كه در تحت جنس الاجناس بود ، نوع عالى باشد . چه بالاى او نوعى ديگر نبود » ( اساس ، ص 29 ) . « چه اگر اعمّ انواع باشد ، آن را نوع عالى خوانند چون جسم » ( درّة ، ص 38 ) . نوع متوسط نوعى كه بين دو نوع ديگر قرار داشته باشد ، مانند حيوان و جسم نامى . « و اگر اخصّ باشد از عالى و اعمّ از سافل ، نوع متوسط خوانند چون حيوان و جسم نامى » ( درّة ، ص 38 ) .